تهران--:-- برلین--:-- لندن--:-- نیویورک--:-- دبی--:-- توکیو--:-- لس آنجلس--:--
جهان

وقتی زمان به پایان می‌رسد

درود بر جان‌باختگان زلزله

بیش از ۲٬۰۰۰ جسد پس از زلزله در ونزوئلا بازیابی شده است، در حالی که ده‌ها هزار نفر هنوز مفقود هستند. این فاجعه خویشاوندان و امدادگران را مجبور می‌کند تا در یک توازن دردناک میان چالش‌های لجستیکی و نیاز به وداع باکرامت، راه خود را بیابند.

نوشته آن دمِر، که در حال حاضر در لا گوآیرا به سر می‌برد

یک جسد کنار جسد دیگری قرار دارد. در نایلونی پیچیده شده که برای مهار بوی بد طراحی شده است. با این حال، بوی تعفن هنوز در هوا پیچیده است. یک فضای باز در بندر لا گوایرا، درست در کنار کانتینرهای حمل‌ونقل، به‌سرعت به یک سردخانه موقت روباز تبدیل شده است.

سه سیلوی تاریخی غلات در برابر آسمان آبی سر به فلک کشیده‌اند. ساعت حدود هشت صبح است. یوهان پرز این مرکز موقت را هماهنگ می‌کند. اجساد در ابتدا در یک بیمارستان جمع‌آوری شده بودند. این کارشناس پزشکی قانونی و افسر پلیس توضیح می‌دهد: «اما از آنجایی که بیمارستان یک مرکز درمانی است، ما بعداً تلاش کردیم آنها را به اینجا منتقل کنیم تا بیمارستان آلوده نشود.»

هزاران خویشاوند در حال حاضر از این بندر به عنوان یک نقطه مرکزی برای گردهمایی و جستجوی اعضای خانواده‌های گمشده و شناسایی آنها استفاده می‌کنند. در مقابل دروازه بزرگ فولادی برای آنها صندلی‌هایی چیده شده است. وانت‌هایی که کمک‌های مردمی را حمل می‌کنند، با سرعت از جاده عبور می‌کنند و غذا و آب را برای بی‌خانمان‌های بی‌شمار می‌رسانند. در غیر این صورت، همه چیز بسیار آرام است.

احساس درماندگی

در میان منتظران، ماریلا کورپاس نیز هست. او اکنون با اطمینان می‌داند که اجساد پدربزرگ و مادربزرگش به اینجا آورده خواهند شد و منتظر است تا بتواند خداحافظی کند. او می‌گوید: «واقعاً این اتفاق را برای هیچ‌کس آرزو نمی‌کنم.» «وحشتناک است. خسته‌کننده و ناامیدکننده است. آدم احساس ناتوانی می‌کند.»

جستجو برای پدربزرگ و مادربزرگش مسیری پر از مانع در میان مقامات بود، آن هم بدون آنتن‌دهی شبکه تلفن همراه. ماریلا با تأسف می‌گوید: «از اینجا می‌پرسی و به آنجا می‌فرستادنت، و در نهایت هیچ‌وقت پاسخ روشنی دریافت نمی‌کنی.» همه به شدت در جست‌وجو هستند. «طبیعتاً این موضوع به هرج و مرج می‌انجامد.» کسی نبود که مسئولیت سازماندهی را بر عهده بگیرد.

یان پِرز هم خسته به نظر می‌رسد. او هم در این وضعیت فاجعه‌بار احساس درماندگی می‌کند. او می‌گوید سخت‌ترین چیز این است که نتوانی به اندازه‌ای که می‌خواهی کمک کنی. این کارشناس پزشکی قانونی توضیح می‌دهد: «چون گاهی اوقات با کمبود نیرو مواجه هستیم، منابع بسیار اندک است، یا خود ما و خانواده‌هایمان آسیب‌دیده هستیم.»

«هیچ‌کس چیزی نمی‌داند»

یک خانم مسن از دروازه فولادی بیرون برمی‌گردد. این خانم ۸۰ ساله پسرش را اینجا پیدا نکرده است. زمان زیادی از زلزله گذشته است. او با ناامیدی می‌گوید: «هیچ‌کس هیچ چیزی نمی‌داند.» نه فرزندان پسرش و نه نوه‌هایش. اشک از صورتش سرازیر می‌شود.

برای سه روز، به او اجازه ورود به منطقه زلزله زده داده نشد. مقامات به طور رسمی موانع را با استدلال ایمنی و اولویت دادن به خودروهای امدادی توجیه کردند. برای بستگان، نظامی شدن منطقه به معنای روزها بلاتکلیفی بود.

امید به معجزه

در همین حال، در اینجا در بندر لا گوآیرا، عملیات انتقال اجساد متوفیان همچنان بی‌وقفه ادامه دارد. به گفته پerez، آسیب‌شناس قانونی، اجساد اغلب به سختی قابل شناسایی هستند.

در چنین مواردی، برای اهداف شناسایی از جسد عکاسی می‌شود و به آن شماره‌ای اختصاص داده می‌شود. سپس جسد به یک گور دسته‌جمعی منتقل شده و قطعه زمین مشخصی به آن اختصاص می‌یابد. اگر کسی بعداً جسد را بشناسد، به او اجازه دسترسی به محل داده می‌شود و می‌تواند بقایای عزیز خود را تحویل بگیرد.

یک هفته پس از زلزله، جستجو در آوارها عمدتاً برای یافتن اجساد است. پس از هفت روز بدون آب، احتمال یافتن هرگونه بازمانده با هر ساعت کمتر می‌شود. یوهان پرز با تأکید می‌گوید: «ما منتظر معجزه‌ها هستیم. ما همین حالا هم شاهد معجزه‌های زیادی اینجا بوده‌ایم.» امدادگران در لا گوآیرا همچنان به چنین استثناهایی امیدوارند.

tagesschau.de | اخبار | ۲ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۴:۱۵

مطالب مرتبط

ذخیره مقاله

برای ذخیره مقاله، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود
تهران--:-- برلین--:-- لندن--:-- نیویورک--:-- دبی--:-- توکیو--:-- لس آنجلس--:--